تبليغاتX
مثل سحر نگاهت کی به شبم میتابه

مثل سحر نگاهت کی به شبم میتابه

سلام دوستان من هستم ولی زیاد وقت ندارم اگه دوست داشتید نظر بدید


 

نوشته شده توسط مرد آریایی در شنبه نهم آبان 1388 ساعت 11:46 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط مرد آریایی در یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388 ساعت 11:50 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط مرد آریایی در یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388 ساعت 11:49 موضوع | لینک ثابت


مونا جون دوستت دارم با من بمان وقتی در چشمان سیاه معصومت نگاه می کنم عشق را در چشمانت می بینم ولی تو می خوتهی بگی که اینطور نیست ومن منتظر می مانم می مانم تا..............


 

نوشته شده توسط مرد آریایی در پنجشنبه هجدهم مهر 1387 ساعت 17:33 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط مرد آریایی در پنجشنبه هجدهم مهر 1387 ساعت 17:29 موضوع | لینک ثابت


كوه قلاقيران


 

نوشته شده توسط مرد آریایی در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387 ساعت 16:45 موضوع | لینک ثابت


تقدیم به دکتر رزاقیان از تهران

طبيعت ايلام  عكس از خانم حيدريان


 

نوشته شده توسط مرد آریایی در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 ساعت 18:27 موضوع | لینک ثابت


تقدیم به(م )کسی که خیلی شیرین زبون ومغروره

ای آهوی وحشی که از من گریزانی  

 دردیده پیدایی در سینه پنهانی

 

شور آفرین چون نی

شیرین تر از جانی

باغ شکوفایی جانی وجانانی 

 بازا که این همزبان هر زمان چشمی به ره دارد

 خواهد که محبوب من خوب من

پیمان نگه دارد

پیمان شکن یارم

پیمان نگه دارم

من تا تو را دارم با تو وفا دارم................


 

نوشته شده توسط مرد آریایی در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386 ساعت 11:20 موضوع | لینک ثابت


نکن غنچه نشکفته قلبم رو تو پرپر


 

نوشته شده توسط مرد آریایی در شنبه پنجم آبان 1386 ساعت 16:34 موضوع | لینک ثابت


دریای عشق


 

نوشته شده توسط مرد آریایی در شنبه پنجم آبان 1386 ساعت 16:24 موضوع | لینک ثابت


این گل زیبا تقدیم به خودم و خودت وخودش که خیلی شیرین زبونه


 

نوشته شده توسط مرد آریایی در شنبه هفتم مهر 1386 ساعت 12:23 موضوع | لینک ثابت


یاد بگیرید

یادش به خیر انروزا که با هم اشیونه داشتیم ای جوانان یاد بگیرید


 

نوشته شده توسط مرد آریایی در یکشنبه یکم مهر 1386 ساعت 13:28 موضوع | لینک ثابت


عروسک

یانگوم جواهری در قصر


 

نوشته شده توسط مرد آریایی در پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386 ساعت 12:14 موضوع | لینک ثابت


گل یخی

Image hosting by TinyPic

سلام دوستان امروز منو رضا  دوست جون جونیم امدیم بعد یه ماه که ندیدمش نمیدونید چقدر خوشحالم کاش شما دختر بودید واینجا می اومدید جای شما خالیست

نرگس گل خماره اون دوتا چشم مستش

 عطر نفسهای او نر خ گلو شکستش مثل چراغ جادو

 نر گس او از همه سو راه فرارو بستش

مثل سحر نگاهت کی به شبم می تابه

 چشم تو وقتی بسته ست بخت منم تو خوابه

 سخته تو رو ندیدن بعد تو تنهایی من قصه هر کتابه


 

نوشته شده توسط مرد آریایی در سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386 ساعت 16:27 موضوع | لینک ثابت


پاییز

پاییز

سلام دوستان از دست رفیقان عقرب صفت نمی دونم کجا برم کدامین دست بی ادعاست که دستم بگیرد از دست کسی که بی وفا بود رفت و هزار بدی رو به جا گذاشت


 

نوشته شده توسط مرد آریایی در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386 ساعت 12:50 موضوع | لینک ثابت


جدایی

تقدیم به او که منو تنها رها کردورفت


 

نوشته شده توسط مرد آریایی در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386 ساعت 12:36 موضوع | لینک ثابت


وقتی تو......

شب به اون چشمات خواب نرسه 

  به تو می خوام مهتاب نرسه

بریم اون جا اون جا که دیگه

 به تو دست افتاب نرسه

وقتی به دنیا اومدی 2


 

نوشته شده توسط مرد آریایی در چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386 ساعت 11:43 موضوع | لینک ثابت


من برات بی تابم

 

شب امد همه جا سیاه شد ولی الان جایی سیاه نیست شاید دوستان من بپرسند مگه شب همه جارا سیاه نمی کند پس چرا الان جایی سیاه نیست شاید فکر کنید که عشق سیاهی را از بین برده ولی باید به دوستانم بگم که نیست بالاتر از سیاهی رنگ و نه تنها عشق بلکه هیچ چیز نمی تواند سیاهی را از بین ببرد حالا می گم چرا الان سیاه نیست هیچ جا چون الان روز است وخبری از شب نیست


 

نوشته شده توسط مرد آریایی در چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386 ساعت 11:39 موضوع | لینک ثابت


نمی خوام

نمی خوام ...


 

نوشته شده توسط مرد آریایی در شنبه دهم شهریور 1386 ساعت 18:2 موضوع | لینک ثابت


تو را می خواهم

چشمات را برای زندگی میخواهم

اسمت را برای دلخوشی می خوانم

دلت را برای عا شقی میخواهم

صدایت را برای شادابیمی شنوم

دست را برای نوازش

و پایت رابرای همراهی می خواهم

عطرت را برای مستی می بویم

خیالت را برای پرواز می خواهم

وخودت را نیز برای پرستش

عاشقی شرط اول ناله فریاد نیست

تا کسی از جان شیرن نگذردفرهاد نیست

عاشقی مقدورهر عیاش نیست

غم کشیدن صنعت نقاش نیست

انقدر برایت در زمین ستاره کاشته ام

که ابرها هم رو سفید شده اند

از بیا چشمهای باران


 

نوشته شده توسط مرد آریایی در شنبه دهم شهریور 1386 ساعت 17:50 موضوع | لینک ثابت


:آدرس سایت فیلتر شده
:نوع فیلتر

Top Java Script in
JavaScript Codes
JavaScript Codes
JavaScript Codes

 

 

 

 

 

 

 

explorer blog